تبلیغات
همه چی - تاریخ موسیقی ایران قبل از اسلام

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 6 شهریور 1390
داستان موسیقی ایران، داستانی است پر از فراز و نشیب و در این میان آنچه ما را به مبدا پیدایش این هنر نزدیك می‌كند كشف نی‌های استخوانی مربوط به هزاره‌های قبل از میلاد است كه در نوع خود ابتدایی‌ترین و اولین نمونه‌های سازهای موسیقی محسوب شود، شادروان حسن مشحون معتقد است، از زمانی كه بشر توانست انفعالات درونی خود را به وسیله‌ صدا نمایش دهد و وزن را از صداهای منظم و مختلف طبیعت به دست آورد، موسیقی را به وجود آورد زیرا جهان پر از اصوات است و عالم خلقت بر توازن و انتظام استوار است....
چون تشخیص موزون از غیر موزون در طبیعت بشر است ، و هر چیز موزون مطابق طبع انسان است . آواز ، رقص ، شعر كه هر سه موزونند و مورد پسند بشر ؛ از همان دوران قدیم به صورت آداب و رسوم جزو زندگی ملل دنیا درآمدند ؛ با پیشرفت تمدن و با اختراع آلات و ادوات موسیقی بشر از نواهایی كه در ذهنش حالت دلپذیر ایجاد می كرد تقلید نمود و با سرودهای مذهبی به نیایش رب النوع ها پرداخت و موسیقی را ركن اصلی دین قرار داد و از رقص و آوازهای ضربی و غیر ضربی در جشن و سرور و مراسم مذهبی خود استفاده نمود. پس ریشه موسیقی به عهد كهن ارتباط دارد، موسیقی صوتی با سخن به وجود آمده است و در واقع همان روزی كه انسان توانست برای نخستین بار خوشی‌ها و رنج‌های خود را با صدا نمایش دهد، مبدا موسیقی است.

سرگذشت هنر ایران از جمله موسیقی آن را می توان به دو بخش تقسیم كرد :

دوره نخست : از آمدن نژاد آریایی به سرزمین ایران تا پایان دوره ساسانی

دوره دوم : از طلوع اسلام تا عصر حاضر

در مورد دوره نخست ، آنچه درباره اندیشه ، عواطف و احساسات هنر آریائیان گفته می شود به سبب فقدان آثار مدون و اسناد معتبر به ناگزیر مبنی بر حدس و گمان خواهد بود ، اكنون بیشتر اطلاعات ما از ایران قدیم غیر از روایات دانشمندان و مورخین شرقی و ادبای دوره اسلامی و اندكی از كتب ایران پیش از اسلام كه از اواخر عهد ساسانی باقی مانده ، از منابع خارجی و تحقیق و تتبع شرق شناسان است.

هیچ ملتی بدون اقتباس و استفاده و یاری جستن از دیگران نتوانسته به درجات عالی از تمدن دست یابد و هر ملتی بنابر نیازها و شرایط محیطی خویش و با اندیشه و ذوق و توانائی های خود چیزهائی بوجود آورده كه در طول زمان در نتیجه برخورد و ارتباط و در آمیختن با ملت های دیگر ، به دیگران منتقل شده است. ایرانیان از ملت هائی هستند كه در این اقتباس و تصرف در آن توانائی و ذوق و پسند خود را در طول تاریخ به ثبوت رسانیده و آن چه را اخذ كرده اند به صورتی بهتر و خوشایندتر در آورده و بدان رنگ ملی داده اند.

ابن خلدون نیز پیرامون اهمیت دادن سلسله‌های تاریخی ایران به موسیقی می‌نویسد: موسیقی نزد ایرانیان پیش از اسلام مطلوب و محبوب بود و رواج بسیار داشت. پادشاهان توجه و علاقه‌ی زیادی به اهل موسیقی مبذول می‌نمودند و خنیاگران و موسیقیدانان را در دربار سلاطین ایران منزلت و مقامی بس ارجمند بوده است.

برای روشن شدن این موضوع و با توجه به آمیزش و ارتباط ملت های متمدنی كه در قلمرو هخامنشیان می زیستند و دیگر مللی كه به ایران ارتباط داشتند ؛ ابتدا در مورد تمدن هائی صحبت خواهیم كرد كه از لحاظ هنر موسیقی دارای غنای فرهنگی بوده اند.

تمدن سومری : سومری ها دارای تمدن كهن بودند ؛ و اسباب و آلات موسیقی كه در حفاری های سرزمین كلده و شهر اور كشف شده تا حدودی سابقه و ریشه موسیقی آسیا به ویژه مردم آسیای غربی را روشن كرده است. در داخل آرامگاه یكی از پادشاهان سومری نقش برجسته ای است كه یك نوازنده چنگ و زنی را در حال رقص نشان می دهد ، نیز در كاوشهای انجام شده در اور دو ستون كشف شده كه بر آن آهنگ موسیقی نقش شده است. از وسایل مرسوم در این تمدن می توان طبل و چنگ و نی را نام برد.

تمدن كلده (بابل جدید) : این تمدن نسبت به ملل همسایه سمت مربی داشته و ملل قدیم از علوم و صنایع و هنر آنان برخوردار بوده اند ، از آثار بدست آمده در حفاری ها و تحقیقات دانشمندان معلوم گردیده كه اسباب و آلات موسیقی این دوره عبارت بودند از نی ، فلوت ، شیپور ، عود ، طبل و قانون.

در مورد ادوات موسیقی دوران‌های هخامنشی و پیش از اسلام نیز ، از سازهایی چون نقاره، شیپور، نی، بربط، تنبك، كوس، كرنای، سرنا، دمامه، خم، جلجل و گاودمن نام برده شده است. 

به عنوان نمونه در شاهنامه می‌خوانیم :

خروش آمد و ناله كرنای برفتند گردان لشكر ز جای 

یا منوچهری می‌گوید :
ز فریاد خرمهره و گام دم الاله بر امد ز رویینه خم 

در یك تجزیه و تحلیلی كلی ،اطلاعاتی كه شاهنامه از ابزارهای موسیقی دوران‌های تاریخی و اسلامی به ما منتقل می‌كند به مراتب بیشتر از سایر منابع تاریخی است چرا كه فردوسی با توجه به سرایش شاهنامه در وزن حماسی در پیروزی ایرانیان سازهای شاد و مناسب و در جنگ‌ها موسیقی عزا و سوگ‌ها را به كار می‌برد.

كهن ترین آثار شعر و موسیقی نژاد آریا :

۱ - وداها یا كتابهای مقدس هندی ها 

۲ - اوستا : كتاب مذهبی زرتشتیان و از كهن ترین آثار ادبی و مذهبی ایرانیان است ، در زمان هخامنشیان دو نسخه رسمی از اوستا موجود بوده كه یكی را اسكندر ضمن آتش زدن كاخ های سلطنتی پارس سوزاند و نسخه دیگر به دست یونانی ها افتاد و آنان پس از استفاده از قسمت های علمی آن كه به نجوم و پزشكی و موسیقی و امثال این ها مربوط می شد ، آن را سوزاندند. كهن ترین قسمت اوستا گاتها است كه از خود زرتشت است ، و هنگام نیایش اهورامزدا آن را به آهنگ و آواز می خواندند و این قدیمی ترین میراث مدون ما ، در شعر و موسیقی است.

همچنین در زمینه اجرای موسیقی و آواز می توان به این نكته اشاره نمود كه در ایران باستان هر یك از روزهای ماه نامی خاص داشت كه به اسامی فرشتگان بود و روز شانزدهم ماه هفتم سال به نام (مهر) بود و دراین روز جشن بزرگی برپا می داشتند ، كه پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان بود ، این جشن شش روز طول می كشید و به روز بیست و یك كه آن را ( رام روز) می نامیدند ختم می شد. آغاز مهرگان را مهرگان عام می گفتند و روز انجام آنرا مهرگان خاص می نامیدند. مراسم جشن مهرگان در دوره ساسانیان كه سخت پایبند مذهب و دستورات كتاب مقدس زرتشت (اوستا) بودند به بهترین وجه و با شكوه تمام انجام می شد. در این دوره سرایندگان موظف بودند كه برای هر روز آهنگی نو بسازند و با سرودن شاعران در آمیزند و بنوازند و بخوانند و هر یك از این نغمه ها به نام همان روز نامیده می شد. « مهرگان بزرگ » و « مهرگان خردك » كه نام دو لحن از موسیقی قدیمی و اصیل ایرانی است از یادگارهای آن دوره است.بعید نسیت كه "مقام مهرگانی" بعد ها به "مهربانی" تغییر نام داده باشد و اكنون لحنی به نام "مهربانی" در دستگاه ماهور و همان آهنگ با مختصر تغییر حالتی به نام های "چهارپاره" و "چهارباغ" در ابوعطای شور متداول است.

حكیم نظامی گنجوی در خسرو و شیرین میان سی و یك لحن باربد ، لحن دوازدهم را "مهرگانی" نام برده است و گوید:

چو نو كردی نوای "مهرگانی"

ببردی هوش خلق از مهربانی

ساسانیان و شعر و موسیقی در دوره آنان :

دوره ساسانی را می توان دوران شكوفایی موسیقی در ایران باستان دانست. زیرا اغلب شهریاران ساسانی، نه تنها دوستدار موسیقی بودند بلكه بسیاری از آنها، خود با موسیقی كاملا آشنایی داشتند. در زمان شهریاری خسرو پرویز با زمینه ای كه از گذشته فراهم شده بود و استادان ماهری كه در زمینه موسیقی به وجود آمده بودند؛ عصر طلایی موسیقی ایران است.

تمدن و فرهنگ این دوره آخرین تجلی تمدن و صنعت و هنر كهن ایران و مكمل تمدن هخامنشی بود . بنابر مدارك موجود جشن های علمی و فرهنگی و هنری عهد ساسانیان به مراتب بیش از ادوار قبل بود ، از جمله جنبش علمی هنری كه از زمان انوشیروان به منتهای درجه خود رسید و هنر موسیقی كه از زمان اردشیر بابكان مورد حمایت و توجه قرار گرفته بود و در زمان بهرام گور و خسروپرویز رو به پیشرفت و ترقی نهاد.

برای اطلاع از چگونگی موسیقی در این دوره باید به ادبیات و ركن اساسی آن یعنی شعر پرداخت كه در قدیم شعر و موسیقی توام بوده است.

ازجمله آثار برجسته ادبی ساسانیان ، سرود (كركوی) با مزمون زیر بوده :

شاها ، خدا یگانا – به آفرین شاهی

افــروخـتـــه بادا روشنـــایی

عالمگیر باد هوش گرشاسب

همی پــــر است ازجـــــوش

نـــــوش كـــن ، مـــــی نوش

همیشه نیكی كن نیكوكارباش

كه دیـروز و دیشب گـــذشت

شاها ، خدا یگانا – به آفرین شاهی

از دیگر دلایلی كه می تواند غنای فرهنگ و موسیقی دوره ساسانیان را به اثبات رساند گوشه هایی از دستگاه های موسیقی بوده كه اكنون نیز نواخته می شود از جمله "خسروانی" ، "اورامن" و پهلوی.

و همچنین مانی دانشمند ایرانی را ازموسیقی دانان نوشته اند ؛ اعتبار و اهمیت موسیقی در عهد ساسانی از آئین مزدك نیز نمودار است.

مزدك در اصول دین خود چنین آورده است كه : خداوند آسمان ها مانند پادشاهی بر تخت نشسته و چهار قوه یعنی ( شعور – عقل – حافظه – شادی ) در پیش او ایستاده اند. قراردادن یكی از نیروهای معنوی چهارگانه ، كه قوه شادی و نماینده موسیقی است در ردیف سه قوه دیگر دلیل بر اهمیت موسیقی نزد ایرانیان آن دوره است.

هنر موسیقی در روزگار ساسانی تا آنجا رشد یافت كه علاوه بر آوازها كه دارای اسمی ویژه بودند ؛ ترانه های ضربی كه برای آنها شعر ساخته نشده بود نیز نامی داشتند، مانند پیش درآمد های امروزی.

موسیقی دانان عصر ساسانیان :

از موسیقی دان های معروف خسرو پرویزعلاوه بر باربد كه همه ما كمابیش داستان هایی درباره وی شنیده ایم می توان به زنی به نام نكیسا نیز اشاره كرد كه چنگ می نواخته و به او لقب "چنگی خسرو پرویز " داده بودند. موسیقی دان های دیگر ساسانی عبارتند از: سركش، بامشاد، رامتین، آزاد وار چنگی، كوسان نواگر، آفرین، خاركش، خسروانی و كاسه گر.

باربد : یكی از این موسیقی دان های معروف خسرو پرویز، باربُد(بَربُد) بوده كه بسیاری از الحان و نواهای موسیقی را كه هنوز بعضی ار آن ها با همان نام در ردیف دستگاه های موسیقی كنونی ما باقی مانده است از ساخته ها و پرداخته های او می دانند و برخی اختراع "مقامات" را به او نسبت می دهند ؛ او برای هر روز از سی روز ماه، لحنی ساخته بود كه آن را "سی لحن باربد" نام نهادند و برای سیصد و شصت روز از سال، سیصد و شصت لحن ساخته بود.هم چنین برای هفت روز هفته نیز، هفت آهنگ به نام "خسروانی" ساخت كه هر روز، یكی را اجرا می كرده است. او بربت(عود) می نواخته و زادگاهش را جهرم فارس ذكر كرده اند. داستان هایی كه به باربد نسبت داده اند اغلب جالب اند. از آن جمله این كه: باربد بسیار تلاش می كرد كه به دیدار خسرو پرویز برسد ولی بر اثر حسادت فردی به نام سركش(سرکیس) كه رییس موسیقی دان های دربار بوده، نمی توانسته با خسرو پرویز دیدار كند تا اینكه با موافقت مَردویِه باغبان اختصاصی شهریار ساسانی، موفق می شود در بالای درختی،مشرف بر تخت گاه شهریار پنهان شود و با هنر نمایی خود، مورد توجه شهریار ساسانی قرار گیرد. یا داستان دیگری در رابطه با مرگ شبدیز، اسب محبوب خسرو پرویز، كه هیچ كسی جرات نمی كرده است مرگ شبدیز را به خسرو پرویز اطلاع دهد ولی باربد با خواندن شعری آهنگین و نواختن آهنگی غم انگیز به آن اشاره می كند. یا داستان دیگری در رابطه با زندانی شدن خسرو پرویز به وسیله پسرش شیرویه است كه وقتی باربد از این كار مطلع شد و حال زار خسرو را در زندان دید، چهار انگشت دست چپ خود را برید تا نتواند پرده های ساز را بگیرد و ساز خود را نیز سوزاند.

سی لحن باربُد :

آرایش خورشید، آیین جمشید، اورنگی، باغ شیرین، تخت تاقدیس، حقه كاووسی، راح و روح، رامش جان، سبز در سبز، سروستان، سرو سهی، شادان مروارید، شبدیز، شب فرخ، قفل رومی، گنج ساخته(گنج سوخته)، گنج بادآورد، كین ایرج، كین سیاوش، ماه بركوهان، مشك دانه، مروای نیك، مشك مالی، مهرگانی، ناقوسی، نوبهاری، نوشین، باده، نیم روز، نخجیره گان، گنج كاروان.




طبقه بندی: تاریخی، 
ارسال توسط نیما
آرشیو مطالب
نظر سنجی
Seventy



پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ